مؤلف مجهول
130
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
خراسانيان حواله كرد . از مصادره و قبجور « 1 » مردمان را در شكنجه و عذاب [ گ 44 آ ] مىداشت . اهل قونيه فريادنآمه بسلطآن فرستآدند . سلطان و مستوفى آمذند . او را ستدند . بانكوريه « 2 » رفتند . درويشان قونيه رهيد [ ند ] . شكر كردند . ناگاه اتراك شام بيرون آمذند . قصد سيواس كردند . از اندرون شهر يك چند ظالمان خاين شذه دروازهء ملطيه را سپردند . اتراك شام شهر را ستدند . دست بغارت زدند . اهل شهر با مغل دست يكى كرده اغلب اتراك را قتل كردند . و بعضى گريختند . « 3 » روز پنجشنبه پنجم ماه توبه سنهء ست و تسعين و ستّمايه . « 4 » در شهر قونيه شخصى بوذ نام او اخى امير احمد بوذ ، رنجور شد . و اخى احمد شاه را نزد او دوانزده هزار عدد سلطانى قرض بوذ . اخى احمد شاه شنيد . گفت با بزرگان شهر برخيزيد برويم او را تندرست بسپاريم . او را ازان بيمارى برهانيم . مردمان را از اين سخن تعجب آمذ . چون اخى درآمذ اخى امير احمد ديد بيمارتر شد . بانديشه افتاد كه عجب چه گويد . اخى احمد شاه در بالين او نشست . روى با بزرگان و جوانان شهر كرد . گفت : شما اى فرزندان و برادران گواه باشيذ كه آن دوانزده هزار عدد قرض را به اين بخشيذم . جمله خلايق دعا كردند . شاد شدند . آن بيمار فى الحال ازان بيمارى صحت يافت . فرزندان و اهل بيت شاد شدند دعا كردند بيت كرم گفتهام سيرت سروران * غلط گفتم اخلاق پيغمبران « 5 » تمامت اهل قونيه دعا كردند . لا جرم از آن سبب نام نيكو از وى يادگار مآند . [ گ 44 ب ]
--> ( 1 ) . اصل : كلمهء « قبجور » در حاشيه تكرار شده است . ( 2 ) . انكوريه همان آنكاراى امروزى است . در قسمت شمالى ايالت قرمان ، آنقره ( Ancyra ) واقع است . اين اسم را مؤلفين قديم آنقره و مؤلفين اخير ايرانى و ترك انگوريه گفتهاند . حمد الله مستوفى گويد : « هوايش به سردى مايل است و حاصلش غله و پنبه و ميوه باشد . لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 158 . ( 3 ) . اصل : گريخت . ( 4 ) . 696 . ( 5 ) . اصل : پيغامبران .